تبليغاتX
:: آرام جان ::  

بی تو یابن العسکری آرام جان گم کرده ایم



 

دی دید!

صدای دریافت پیام گوشیم که اومد مثل اکثر اوقات دویدم به طرفش!

زیبا سروده بود که :

یا صاحب الزمان!

بر جام من بباران گل بوسه های باران

تا ناگهان سرآید یلدای روزگاران.

این هم تلفیق زیبای دیگری بود از شب یلدا و کسی که یلدا شبان سهمگین زندگیمان را به انتظارش نشسته بودیم!

...شب قرار بود به نیت صله رحم، همه خانواده در منزل بزرگ فامیل که همیشه در منزلشان به روی تمام افراد خانواده باز است ، جمع شویم. چند تا دسته گل نرگس خریدم و حدود ساعت 9.30به آن جا رسیدم.بقیه هم اومده بودند.البته جای یکی از عزیزهای بنده که مجبور بود به علت موقعیت شغلیش سفر کنه بسیارخالی بود.

پس از مدتی از بزرگ خانواده خواستیم که برامون به حافظ تفالی بزنند و ...

ایشان به اتاق رفتند و با کتاب نهج البلاغه و دیوان حافظ برگشتن و گفتن برای تبرک از نهج البلاغه که رساله عملی ایشان هست و خودشان چندین کتاب در همین زمینه به چاپ رسانده اند خطبه ای می خوانند و سپس شروع کردند:

بسم الله الرحمن الرحیم

والعصر. ان الانسان لفی خسر. الا... .

با حسن سلیقه ای که ایشان به خرج دادن و با خواندن نهج البلاغه ، فضای معنوی ای به وجود آوردن، بیش از بیش به وجود این بزرگوار پدرم در دل فخر کردم.

سپس نوبت به حافظ رسید و نیت و فاتحه ای و ...

من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم

صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم!

...ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن

محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم.

و شاهدش نیز:

...به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم

الا ای هم نشین دل که یارانت برفت از یاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

...اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم!

*

و این گونه یکی دیگر از بهترین شب ها ی یلدایمان را در کنار خانواده عزیرمان گذراندیم.

خداوند سایه این عزیزان را که برکت عمر و زندگیمان هستند را به سلامت بالای سرمان نگه دارد.

با امید پایان یافتن یلدای انتظارمان.

 

+نوشته شده دریکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:36 توسط هدهد |

 
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
frees.blogfa.com